عوامل-ناکامی-پروسه-ملت-سازی-درافغانستان

این پژوهشگر معتقد است: پروسه ملت سازی پیش زمینه ای برای دولت سازی و شکل گیری جنبش های ملی و قطع دخالت های بیرونی وایجاد آرامش درافغانستان است.

کشورهای جهان سومی مانند افغانستان که ازکثرت اقوام همیشه درتلاطم بودند ودست خوش حوادث گوناگون تاریخی شدند وچالشهایی ازاین ناحیه متحمل آنها گردیده، تنها پروسه ملت سازی می تواند نقطه پایانی به همه نابسامانی ها و مشکلات آنها بگذارد .

چرا که ملت سازی درخیلی از کشورهای جهان دستاوردهای چشمگیری را درعرصه اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی داشته ،که ماحصل آن به شکل گیری دولت سازی موفق منجر گردیده است.

از دیدگاه جامعه شناسان ودکترین علوم سیاسی واجتماعی ملت سازي ازآن جهت درگستره اين علوم مهم پنداشته مي شود كه اساس همگرائي وثقل تعاملات وتمايلات داخلی كشورها را شكل مي بخشد.

که همه کشورهای جهان روند ملت سازی را با روشهای گوناگون پشت سرگذاشتند تا موفق به تشکیل دولت های مقتدرشدند.

اما درافغانستان پس از کنفرانس بن و انحلال طالبان، جامعه جهانی برای تشکیل نظام فراگیرو مقتدر، این فاکتور را مطرح ساختند، اما پس از چندی به باد فراموشی سپرده شد.

چرا پروسه ملت سازی درافغانستان متوقف گردید؟

این سوالی است که شاید درذهن بیشترآنهایی که درمسایل سیاسی افغانستان دستی دارند، بوجود آمده باشد. وتا کنون بی پاسخ مانده است.

اول اینکه درشکل گیری و ایجاد نظام کنونی جامعه جهانی ازمجموعه ها،جریانات و اشخاصی حمایت کرد وآنها را در این نظام سهیم ساخت که سال های سال برای حفظ منافع خودبه آتش فرقه گرایی، قوم گرایی و تشددگرایی درافغانستان دامن زدند وازهمین معبرتوانستند قدرت وجایگاهی کسب کنند و خود را منادیان قوم وتبارخود قلمداد نمایند.

لذا پروسه ملت سازی دقیقا درتقابل با منافع و جایگاه آنها بوده وهست آنهاهیچ گاه به چنین پروسه ای که منافع آنها را با خطرمواجه سازد، فرصت رشد وبه ثمررسیدن را نداده و نخواهند داد.

دومین عامل سیاست های موازی:

تلاش جامعه جهانی براین بود تاهمزمان پروسه دولت سازی و ملت سازی را با هم به پیش ببرند که متاسفانه هیچ کدام به سرمنزل نرسید و ازهرکدام یک نمونه عاجزوناکارا به وجود آمد.

سومین عامل نقش و منافع کشورهای خارجی:

 کشورهای خارجی که افغانستان را میدانی برای بازی های منطقه ای و بین المللی خود برگزیدند، به دنبال مشروعیت بخشیدن به حضورودخالت های بی مورد می باشند،اگرپروسه ملت سازی در14 سال گذشته به نتیجه مطلوب می رسید و زمینه های اقتدارنظام کنونی حاصل می شد، اولین کسانی که مشروعیت خود را درافغانستان ازدست می دادند وحضورآنها غیر موجهه پنداشته می شد، نیروهای خارجی مخصوصا ایالات متحده آمریکا می باشد.

لذا قصوروبی توجهی نیروهای خارجی وایالات متحده ، در پروسه ملت سازی بیشتر ازدیگران است.

چرا که آنها با موفقیت وبه نتیجه رسیدن پروسه ملت سازی درافغانستان، به خواسته ها و دخالت های بی مورد خودنمی رسیدند وخارجی ها تا کنون ازتشدد و قوم گرایی درافغانستان بیشترین سود را برده و می برد.

پس نقش کشورهای خارجی درناکامی پروسه ملت سازی  که همانا دولت و نظام شکننده وآسیب پذیری را در پی دارد، نمی توانیم نادیده بگیریم، بلکه می توان آنها راعامل اصلی ناکامی ملت سازی و شکنندگی نظام ودولت کنونی درافغانستان قلمداد کرد.

از سویی دیگرغربی ها تمام توان خود را درافغانستان به سمت جریانات قوم گرایی متمرکز کردند تا با این گونه سیاست ها بتوانند به خواسته های خود برسند.

اما اگرما خواهان نظام مقتدرو دولت متمرکزهستیم، باید تمام توان دولت وحمایت های جامعه جهانی برمحورملت سازی متمرکز گردد. که موفقیت پروسه ملت سازی پیش زمینه ای برای دولت سازی وشکل گیری جنبش های ملی و قطع دخالت های بیرونی وایجاد آرامش درافغانستان است.

 

  

 

 

 

 

 

 

 

عوامل ناکامی پروسه ملت سازی درافغانستان

پیام ها

نظرتان را بیان کنید

پیام های ارسالی پس از تایید منتشر خواهند شد